مجتبى ملكى اصفهانى

75

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

« جون » مىگويند . « 1 » برخى نيز اسباب اشتراك را تنها وضع و تداخل زبانهاى مختلف مىدانند . « 2 » استعمال لفظ در بيش از يك معنى : در بحث اشتراك در دو مورد اتفاق وجود دارد . 1 - استعمال لفظ مشترك در يك معنى جايز است ولى به شرط اينكه با كمك قرينه باشد . 2 - استعمال لفظ مشترك در تمام معانى و به اعتبار مجموع جايز است ، هرچند اين استعمال مجازى است ، چون استعمال لفظ در غير موضوع له آن است . ولى بحث و اختلاف در اين است كه آيا گوينده مىتواند يك لفظ را در دو يا چند معنى استعمال كند ، به گونه‌اى كه هركدام از معانى بالخصوص و شخصا مراد و مقصود باشند و چنان باشد كه لفظ را نسبت به هركدام از معانى ملاحظه كرديم ، گويا فقط در همين معنى استعمال شده است ؟ البته بايد گفت : مراد از جواز و عدم جواز در دو صورت قابل تصور است : الف : امكان و امتناع عقلى : يعنى : آيا از نظر عقل چنين استعمالى ممكن است يا غير ممكن و مستلزم محال ؟ ب : جواز لغوى : يعنى آيا چنين استعمالى بر اساس وضع لغت و قواعد محاوره درست

--> ( 1 ) اصول الفقه خضرى ، ص 144 - 145 . ( 2 ) المحاضرات ، ج 1 ، ص 205 . و البته قسم سوم از اسباب چهارگانه ، منقول است نه مشترك .